117آوردند و آوردند و به پردههاى كعبه متصل كردند و در اين باره براى عصر نوشتند و او در حالى كه از اين واقعه ترسيده بود در ماه رمضان به قصد عمره به مكه آمد 1 محل اصلى مقام را سيل از ميان برده بود و نشانۀ آن هم محو شده بود، عمر مردم را فراخواند و گفت شما را به خدا سوگند مىدهم هر كس اطلاعى از جاى دقيق مقام دارد مرا آگاه كند، مطلب بن ابى وداعه 2 سهمى گفت: اى امير مؤمنان من مىدانم؛ زيرا از چنين پيشامدى بيمناك بودم و اندازه فواصل آن را تا حجرالأسود و حجر اسماعيل و چاه زمزم با نخ گرفتهام و در خانهام موجود است، عمر به او گفت: همين جا بنشين و بفرست آن نخ را بياورند. چون نخ و ريسمان را آوردند و اندازه گرفتند جاى مقام همين جاى كنونى تعيين شد، عمر از مردم ديگر هم پرسيد و با آنان مشورت كرد، گفتند: آرى همين جا محل مقام است و چون اين موضوع ثابت شد و براى عمر مسلم شد؛ نخست براى آن پايهاى ساختند و سپس مقام را به جاى خود منتقل كردند كه تا امروز همچنان بر جاى خود باقى است. 32 - مورخان و رجال نويسان اهل سنت در شرح زندگانى و خلافت عمر، بدون آن كه به انگيزۀ كار، اشاره كند، مىنويسند:
«هو (عمر) الّذى اخّر المقام الى موضعه اليوم و كان ملصقاً بالبيت»؛ «عمر بود كه مقام را به عقب كشيد و در محل كنونى قرار داد و قبلاً