70دور خانه او مىچرخد تا شايد روحمان، بر محور ذات او بگردد. به سوى
حج مىرويم ولى نه آنگونه كه سوى نماز يا روزه مىرويم. زيرا روكردن به نماز چند دقيقه است و روكردن به روزه چند ساعت، اما در اينجا براى مدت طولانى رو مىكنيم 1، حج يك هجرت است، گذشتن از علاقههاست، پرواز معنوى و تمرين براى لقاءاللّٰه است. در اينجا انسان همه را مىگذارد و به سوى خانه دوست مىرود ولى هنگام مردن همه را مىگذارد و به سوى خودِ دوست مىرود .
سفر حج، به سوى «بيتاللّٰه» است و سفر مرگ، به سوى «لِقٰاءُاللّٰه».
در سفر حج به سوى اولين خانۀ عبادت مىرود. (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ ) 2.
به سوى اولين نقطۀ زمين كه از زير آب پيدا شد 3. به سوى جايى كه هر كه رفت، آمرزيده برگشت 4.
مىرود تا با خدا بيعت كند، تا با تاريخ وصلت كند، تا از گناه هجرت كند، تا از خود غفلت كند، تا با خدا آشتى كند، تا با مسلمانان جهان پيمان ببندد، و تا نسبت به پيامبر و اهلبيت اعلام ميثاق و مودت نمايد.
مىرود تا شيطان را رمى كند، همان شيطانى را كه آدم و