69مىرويم تا نداى حضرت ابراهيم(عليهالسّلام) را (كه به فرمان خداوند، بعد از اتمام ساختمان كعبه، با صداى بلند به زيارت آن دعوت كرد) پاسخ دهيم. حج، از خود گسستن و به خدا پيوستن است. مىرويم تا از خود بيرون رويم و سفر به سوى خدا كنيم (الحج و فادة الى الله )، گويا از گناهان خود به سوى خدا فرار مىكنيم، زيرا در تفسير آيه: «فَفِرُّوا إِلَى اللّٰهِ » 1مىخوانيم: مراد از «فرار»، رفتن به حج است. مىرويم تا پاى خود را جاى پاى انبيا بگذاريم.
وقتى از خانه خارج مىشويم...
در روايات مىخوانيم: هنگام بيرون آمدن از خانه، همسر و فرزندان خود را به تقوا سفارش كنيد. اين سفرى است كه خود با پاى خود بيرون مىرويم و يادى است از زمانى كه ما را از خانه بيرون مىكنند و به خانۀ «قبر» مىبرند. حركت، آغاز شده است، گرچه ظاهر آن، حركت بدن است ولى در حقيقت حركت روح است زيراكه سفر، يك سفر معنوى است.
حج مىرويم؛ يعنى، قصد مىكنيم، زيرا كه «حج» به معناى «قصد» و آهنگ است، توجه به آن كه هدف ما بزرگداشت اوست 2.
قصد خانه خدا است، و در حقيقت مقصود، خدا است. رو به سوى «خانه او»؛ يعنى «خود او». نزديك خانه مىشويم تا نزديك او شويم، جسم ما