288يافت، و اين حقيقتى است كه هر كس در بارۀ معارف دينى يا اولياى دين
مطلبى مىنويسد، در حقيقت خود و اطلاعات محدودش را نشان مىدهد، نه واقعيات را. مثلاً اگر من كتابى در بارۀ امام صادق(عليهالسّلام) يا فاطمۀ زهرا(سلاماللّٰه عليها) بنويسم مقدار علم خود را روى كاغذ مىآورم، نه واقعيت و سيماى ملكوتى آن بزرگواران را. در اين باره هم بايد بگويم يادداشتهايى كه در بارۀ حج داشتم فعلاً تمام شد ولى روح حج چيست؟ نمىدانم؟ هر چه هست ارزشى است كه امامان ما خيلى به آن عنايت داشتهاند و به سويش پياده راه مىرفتند، در سرزمينش اشك مىريختند.
هر چه هست خاطراتى از ايثار و اخلاص و تسليم ابراهيم است، مركز وحدت و شعار و شعور و سوز و فرياد و عرفان و مانور و سياست و هجرت است. «اَللّٰهُمَّ اجْعَلْنٰا مِنْ احْسَنِ حُجّٰاجِ بَيْتِكَ الْحَرٰامِ فىٖ كُلِّ عٰامٍ».