258هيچكدام اعتنا نكردند 1.
در اين جنگ بود كه پيامبر اكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) هر چه تير داشت، پرتاب كرد و كمانش شكست.
در اين جنگ بود كه حضرت على(عليهالسّلام) در سن 26 سالگى، چنان از پيامبر اكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) حمايت كرد كه ندايى در ميدان شنيده شد كه:
«لا سيف الا ذولفقار، لا فتى الا على» ، «شمشيرى همچون ذوالفقار و جوانمردى همچون على ابن ابىطالب نيست»، زيرا اميرالمؤمنين(عليهالسّلام) با هفتاد زخم كه در بدن داشت از رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) دفاع مىكرد و از بيست و دو نفر كشتۀ كفار، يازده نفرشان به دست مبارك على(عليهالسّلام) هلاك شدند.
در اين جنگ بود كه زنى به نام «نسيبه» كه در آغاز نبرد به رزمندگان آب مىداد، همين كه وضع دگرگون شد، شمشير به دست گرفت و از جان مقدس رسول اكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) چنان دفاع كرد كه زخمهاى متعددى بر بدن اين بانو وارد شد، و بعد از جنگ، رسول گرامى(صلّى اللّٰه عليه و آله) شخصى را براى عيادت به منزل او فرستاد.
در اين جنگ بود كه دشمنان اسلام با شعار «اُعْلُ هُبَل ، اعْلُ هُبَلْ»، «سرافراز باد، بت هبل» و با شعار «نحن لنا العُزّىٰ ولا عُزّى لكم»، «ما بت عُزّىٰ داريم، ولى شما نداريد»، روحيه رزمندگان خود را تقويت مىكردند و پيامبر عزيز(صلّى اللّٰه عليه و آله) در برابر شعارهاى آنان، شعارهاى توحيدى را به مؤمنان تعليم داد و بدين وسيله جلوى تبليغات مسموم را