215(رسول خدا - صلّى اللّٰه عليه و آله - ) آيند و از كردار خود استغفار نمايند و رسولاللّٰه نيز براى آنان از خداوند استغفار كند، خدا را توبهپذير و مهربان
يافته و مورد عفو قرار مىگيرند.
در اين آيه، نزد پيامبر(صلّى اللّٰه عليه و آله) آمدن گناهكاران و واسطه شدن و استغفار و شفاعت رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) مطرح است و مگر توسل غير از اين است؟ در توسل خلافكار شرمنده از آبرومند درگاه خدا مىخواهد كه واسطۀ لطف خدا شده تا مورد عفو قرار گيرد يا مشكلاتش حل شود. البته بخشندگى، كار خدا واسطه شدن كار رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) است و اين مقام شفاعت را خداوند حكيم به خاطر لياقتهاى رسول(صلّى اللّٰه عليه و آله) به حضرتش مرحمت فرموده است.
در جاى ديگر قرآن به پيامبرش دستور مىدهد كه «وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ » 1، «براى خود و مؤمنان استغفار كن».
اگر دعا و استغفار رسولاللّٰه(صلّى اللّٰه عليه و آله) بىاثر است، چرا خداوند چنين دستور داد؟
در آيۀ ديگر مىخوانيم: «إِذٰا قِيلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللّٰهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ » 2 «هرگاه به اين منافقان گفته مىشود، بياييد تا رسول خدا(صلّى اللّٰه عليه و آله) براى شما استغفار كند، سر را برمىگردانند، بىتوجهى مىكنند. اگر استغفار و دعاى پيامبر(صلّى اللّٰه عليه و آله) بىاثر است، چرا در اين آيه به عنوان يك لطف الهى مطرح شده است؟
در جاى ديگر مىخوانيم: «مٰا كٰانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كٰانُوا أُولِي قُرْبىٰ » 3، «پيامبر اكرم(صلّى اللّٰه عليه و آله) و