177چگونه مىتوان در ايمان كسى شك كرد كه پيامبر(صلّى اللّٰه عليه و آله) را از كودكى، آبرومند درگاه خدا مىدانست؟.
در تاريخ مىخوانيم: دو سال در مكه باران نيامد، ابوطالب(عليهالسّلام) حضرت محمّد(صلّى اللّٰه عليه و آله) را كه كودكى شير خواره و در قنداق بود، روى دست گرفت و به سوى كعبه توجه نمود كمى او را به آسمان پرتاب كرد و گفت: «يا رب، بحق هذا الغلام اسقنا»، «پروردگارا! تو را به حق اين كودك، ما را سيراب نما».
ساعتى بيش نگذشت كه ابر سراسر آسمان را گرفت و باران شروع شد و (بعد از دو سال بى بارانى) بقدرى باريد كه مردم از خراب شدن مسجد ترسيدند. ابوطالب(عليهالسّلام) كه دعا و توسل به آبروى اين نوزاد را، اين چنين مؤثر ديد، اشعارى در عظمت و مقام اين كودك (حضرت محمّد«ص») سرود 1.
اعمال سيزده گانه حج را انجام داديم، ولى:
آيا آگاهانه بود؟
آيا عاشقانه بود؟
آيا خالصانه بود؟
آيا اعمالم قبول شد؟
آيا اين چند ساعت و چند روزى كه به خدا توجه داشتيم، با عمرى غفلت، قابل قياس بود؟
آيا اين حركات و الفاظ، بعداً به وسيلۀ گناهان تباه نخواهد شد؟
آيا شباهتى ميان حج ما با حج اولياى خدا هست؟