162
طواف
نحوۀ طواف و نماز طواف و سعى (بعد از سير در عرفات و مشعر و منى)، درست مانند طواف و نماز و سعى قبلى است كه براى عمره داشتيم. در اين طواف بايد ملكوتى شده باشيم، چون به عرفات و مشعر رفته، از گناهان پاك شدهايم، سنخيت ما با كعبۀ پاك بيشتر شده است، شباهت ما با فرشتگانى كه در بالاى كعبه، در آسمانها طواف مىكنند، بيشتر است.
اين بار، شيطان را زده، به طواف آمدهايم. گرما و سرما و خون و فشار و اشكهايى ديده، بعد آمدهايم تا طواف كنيم. حركتهاى بدنى به خاطر اين بود كه شايد، روح و فكرم حركت كند. در بيابان ساده رفتم، شايد از تجملات دل بكنم. موى سر دادم تا آمادۀ سر دادن شوم. به محل شيطان سنگ زدم تا آماده شده به خودش سنگ بزنم. اگر در عمره، جسمم، روحم را دور كعبه مىچرخاند، اين بار بايد روحم، جسمم را دور كعبه بچرخاند.
باز هم طواف دور خانۀ عتيق و آزاد، تا به ما بگويد، نبايد اسير باشى!
باز هم طواف دور خانۀ خدا، تا اين قدر دور خانههاى شرق و غرب نگرديم.
باز هم پروانه مىشويم، پاى خود را جاى پاى اولياى خدا مىگذاريم، ميان كعبه و مقام، طواف مىكنيم و مىفهيم كه حركت ما بايد ميان توحيد و امامت باشد.
با مردم، در مسيرى كه خدا تعيين كرده حركت مىكنيم و كعبه را