145يك اصل است.
2 - مسألۀ دوم در قربانى.
همان گونه كه صفا و مروه از شعائر الهى است، مسأله قربانى نيز از شعائر است: «وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَكُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ ». 1
«شترهاى چاق و فربه را براى شما از شعائر الهى قرار داديم» 2.
وجود قربانگاه و مسلخ و حركت دادن شترهاى پرگوشت و نحر كردن و تقسيم گوشت آنها هم، يك جلوه و شكوهى دارد. در روايات مىخوانيم اوّلين قطرۀ خون قربانى كه ريخت، خداوند گناهان صاحبش را مىبخشد. 3
به هر حال، ذبح صدها هزار گوسفند و نحر هزاران شتر، يك نوع جلوه و زيبايى بوده، مظهر روحيه ايثار دستهجمعى است كه خود از شعائر الهى است.
3 - سير كردن گرسنهها.
يكى از اسرار قرباين سير كردن گرسنهها است. (بگذريم كه در اين سالها در حجاز گرسنه كم است، ولى نبايد نظر قانون به يك زمان و يك مكان و يا شرائط خاصى باشد)، قرآن در اين باره مىفرمايد:
«فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ» 4، از گوشتهايى كه قربانى مىكنيد، هم خودتان ميل نماييد، هم به قانع و معاتر بدهيد.
«قانع»، فقيرى است كه به آنچه مىگيرد، بسنده كند. «متر»،