181بوده و به زيارت آن مىرفتند، حساسيّت و حسد مخالفان را بر مىانگيخت.
«...در زمان منصور دوانقى، زوّار قبر مطهر خصوصاً از كوفه زيادتر شد و داود ابن عباس - والى كوفه - بر آن مطّلع شد و خواست قبر مطهر را از اساس بردارد يا حقيقت امر را دربارۀ قبرِ مبارك به دست آورد و كرامتى كه در موقع كندن اطراف قبر مبارك ظاهر گشت و خبر به داود رسيد و امر به توقّف كارگران كرد و صندوق و سايهبانى بر بالاى قبر مطهر بنا نمود كه موقع تشرّف هارون بر كنار قبر مبارك موجود بوده است و هارون قبهاى بر بالاى قبرِ مبارك امر به ساختن آن كرد...». 1
آنچه كه به هارونالرشيد نسبت داده مىشود ساختن بقعه است. لابد آن هم بهخاطر جلبنظر و دوستى علويون نه بهخاطر عقيده به اميرالمؤمنين.
«...قبر شريف اميرالمؤمنين تا زمان هارونالرشيد از بيگانگان پنهان بود. در سال 155هجرى نخستين بقعه آن حضرت را هارون بنا نمود و صندوقى از سنگ سفيد با ضريحى روى قبر قرار داد. پس از آن محمد بن زيد، داعى صغير ملك طبرستان از احفاد زيد بن امامحسن(ع) در سال 287 به بناى قبّه و صحن و هفتاد طاق پرداخت». 2
هدف بيان اين نكته بود كه پنهان ماندن مدفن آن امام مظلوم، ريشههاى سياسى داشته و بهخاطر مصونيت از بروز عداوت امويان بوده است.
به فرمودۀ امامصادق(ع) حضرت امير، به پسرش اماممجتبى دستور داده بود كه براى وى چهار قبر در چهار مكان حفر كنند، يكى در مسجد، يكى در رحبه، يكى در غرى و ديگرى در خانۀ جعدۀ بن هيبره، و هدف حضرت اين بود كه هيچكس از دشمنانش، از موضع قبر او، آگاه نشوند 3.
مخفى بودن جاى قبر آن حضرت، بسيارى از حقايق را روشن مىكند. علامۀ مجلسى(ره) بعد از نقل اين احاديث و روايات متعدد ديگر، مىگويد: