173تختهسنگى، و در زير هر ديوارى، شهيدى خوابيده است، و امامزادهاى بر پا...». 1
امروز نيز چنين است. حتى... شهداى مظلوم هويزه هم، از زير خاك، درس مىدهند و پيام مىفرستند. و مفقودالأثرهاى جبهههاى نورانى جهاد مقدس ما هم، كه شهيدان بىمزارند، در همان گمنامى و بىمزارى، زمان را از حماسههاى خود،آكندهاند و به نسل امروز، درس و الهام مىدهند.
«چه بسيارند چهرههاى عظيم از سادات و علماى سادات و امامزادگان قديم - و پس از آنان - كه همواره در راه عدالت اجتماعى و حريت مسلمانى بهپا خاستهاند و مشقّت و آزار ديدهاند و برخى به شهادت رسيدهاند. شهادت و زندان و مقاومت، يكى از مواريث سادات است و قيام سادات حسنى و حسينى و موسوى، معروف است». 2
استاد حكيمى، باز در ادامۀ سخن در بحثِ زيارت و جنبههاى الگويى آن، مىنويسد:
«پس چهرههاى آل محمد، همواره خورشيدهاى عزت تاريخند و حماسۀ اقوام.
و اينكه مَشاهد آنان تا هماكنون (و تا قيامت) در دل سرزمينهاى اقوام مىدرخشد، و در دل و جان مردم جاى دارد، گوياى شهامت و شهادت يا عظمتِ علمى و تقوايى ايشان است كه مردم در زنده و مردۀ آنان، آرمان خويش را مجسّم مىبينند و مقابر و گنبدهاى آنان را همواره شعلهاى مىدانند سربرآورده و در برابر هر ستم و ناروايى و هر محروميت و نابسامانى.
بهقول سيد جمال: هركس خود را فداى ملت كرد، در قلب ملت زنده خواهد ماند...
و من به مقابر همۀ امامزادگان و اين بارگاههاى افراشته، با اين ديد مىنگرم. يعنى همه را آستانههاى سربازان با نام و نشانى مىبينم كه در راه دريافت حق تودهها، حماسهدار و گلگون كفن، در خاك خفتهاند. اگر ما در كشورهاى اسلامى - و بيشتر در عراق و ايران و مصر و سوريه و لبنان و يمن - در هر شهر و شهرك و روستا، در هر كوه و دشت و خمگرد و قله، به يكى از اين آثار مىرسيم، به اين علت است...». 3