144خدا» شمرده و آنان را موانع هدايت، قلمداد كرده، و آرزو كرده است كه:
«كاش اينان در خانههايشان مىنشستند و مردم مىگشتند و كسى را كه از خدا و رسول، به آنان خبر دهد، نمىيافتند، آنگاه پيش ما مىآمدند تا از خدا و رسول به مردم خبر دهيم». 1
يعنى راه آموزش احكام خدا و معارف دين، اهلبيت هستند. راهى مطمئن، كه دين خدا را به دور از پيرايهها و آرايشها و بدعتها و آراء شخصى به مردم بيان مىكنند.
اين مسأله، بهخصوص در روزگار اماممحمدباقر(ع) كه مذهبسازىها و فرقهبازىها و جريانات ناسالم فرهنگى و سياسى گوناگون و تبعيّت از آراء و اهواء، رواج بيشترى داشته و براى خيلىها، امر حق و باطل مشتبه مىشده و خطّ اصلى را گم مىكردند، بيشتر اهميت داشت. و از امامباقر(ع) سخنانِ مكرّرى در اين زمينه روايت شده است. از «ابوعبيده» نقل شده است كه:
«امامباقر(ع) وقتى مردم و كارهايشان را در مكه ديد، فرمود: كارى است همچون كارهاى جاهليت! به خدا سوگند، اينان مأمورند كه آلودگىها را از خود دور كنند، (اشاره به آيۀ 29 سورۀ حج: ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ ) و به نذرهاى خود وفا كنند و بر ما بگذرند و ولايت خويش را به ما خبر دهند و نصرت خويش را بر ما عرضه بدارند». 2
قرآن كريم، از جملۀ تكاليف زائران حج را دور كردن و زدودن چركها و آلودگىها از خويش مىشمارد 3 و اين در سايۀ ديدار با امام ميسّر است كه الهامبخش خير و تقوا و اخلاق شايسته و معارف والاى دين است و پاك كنندۀ دل و جان و فكر و ذهن. در آيۀ فوق، امامصادق(ع)، كلمۀ «تَفَث» را به ديدار و ملاقات امام تفسير مىكند: «اَلتَفَثُ لقى الأمام، يا: لِقاءُ الامام». 4 چرا كه از اين طريق، مناسك حج مسلمين جهت