127گذرگاههاى اين شهر. بهيادآور وقار و آرامش پيامبر را و خشوع و خضوعش را در پيشگاه عظمت پروردگار تصوّر كن و به يادآور كه چگونه خداوند، ياد بزرگ و معرفت والاى خود را در قلب آن حضرت جاى داد و ياد آن حضرت را در كنار ياد خدا نهاد و كلام خود را بر او نازل كرد و «روحالأمين» و فرشتگان مقرّب ديگر را بر او فرود آورد... آنگاه به ياد بياور منتى را كه خداوند بر اصحاب او نهاد و آنان را به همنشينى و ديدار چهرهاش و شنيدن كلامش موفّق ساخت و افسوس بخور بر اينكه توفيقِ زيارت او را نداشتهاى.
آنگاه با تضرّع، از خداوند بخواه كه در آخرت، از همينشينى با آن حضرت محرومت نسازد و در اين باره، اميد فراوان داشته باش، چرا كه خداوند، نعمت ايمان را به تو ارزانى داشته و به خاطر «زيارت» او و شوق ديدارش تو را از خانه به سوى مزار او بيرون آورده است...». 1
درك موقعيت، بيشتر در جهت پيدا كردن «حال» كمك مىكند و دانستن جزئيات و خاطرات و حوادث تاريخى مربوط به هر زيارتگاه و هر شهر، سبب مىشود كه زائر، از زيارتش و مسافر از سفرش، لذت معنوى بيشترى ببرد.
در مدينه نيز اينگونه بايد باشى. بايد بدانى كه در كجايى و به كجا آمدهاى و بر سر اين آب و خاك شهر مقدس، چه آمده و چه گذشته است.
تاريخ اينجا كمك خوبى به تو مىكند. شناخت مدينه و اطرافش و حوادثش... الهامبخش است.
«...آنگاه سفرى به خيبر، اين درّۀ خاموش و بكرى كه همچنان مانده كه در چهارده قرن پيش بوده است و در سكوت اسرارآميز عميق نخلستانهاى مرطوب آن، مىتوانى قلعههاى يهود را بر فراز كوههاى بلند پيرامونت ببينى و يكايك را بشناسى و فرياد رعدآساى على(ع) را كه هنوز در اين سكوت پرخاطرۀ دره طنينانداز است بشنوى و آثار او را به چشم سر ببينى، چشمۀ على را و مسجد على را كه پايگاه نظامى او بوده است در شيب تند قلعۀ مرحب و قلعهها را كه هنوز نمودار است و خانههاى متروك و نخلستانهاى خلوت خيبر را... و نقشۀ دقيق صفآرايى جنگها را و صحنهها را و جبههها را كه در آن سرگذشتها بر