126حرمتگزارى و تقدير و تقديس است.
شهرى كه ديوارهايش، كوچهها و گذرهايش، يادآور دوران حيات پيامبر و ائمه است (گرچه حكومتهاى وهّابى تا آنجا كه توانستهاند آثار را زدوده و از بين بردهاند).
شهرى كه پيامبر به سويش هجرت كرد و آنجا را خانۀ خويش قرار داد، فرائض و احكام خدا را در همينجا بيان كرد، با دشمنان خدا از همين پايگاه، جهاد كرد.
تاريخ مجسّم صدر اسلام
در مدينه، فقط با يك شهر قديمى - گرچه آراسته به مظاهر تمدّن جديد - روبرو نيستيم. بلكه با تاريخ اسلام مواجهيم، با فرهنگ قرآنى و صدر اسلام روبرو هستيم. مدينه تجسّمى از بسيارى حوادث تلخ و شيرين است كه در صدر اسلام اتفاق افتاده است.
اگر با ديدۀ بصيرت بنگريم و با گوش جان به نواى اين شهر، دل بسپاريم، اين شهر با ما سخنها دارد.
مدينه گوياست، مدينه شاعر است، مدينه قصّهگوى كهن است.
مدينه مدفن پيغمبر ماست كه
مدينه، «مدينةالنبى» است. شهر پيامبر: در جاىجاى اين شهر، آثار گام پيامبر را مىبينى، در اين شهر آهسته قدم بردار، كه قدم جاى پاى پيامبر مىگذارى.
با تأمّل و درنگ در اين شهر به زيارت بپرداز، كه با يادگارهاى معنوى پيامبر روبرويى.
به توصيه و رهنمود مرحوم نراقى:
«در مدينه، هنگام زيارت، به يادآور، راه رفتن و قدم برداشتن پيامبر(ص) را در