114در مورد اين ادب باطنى حج، امامصادق(ع) فرموده است:
«اذا اردتَ الحجّ فجرّد قلبك لله من قبل عزمِكَ من كلّ شاغلٍ وحجابِ كلّ حجابٍ وفَوّض امورك كلّها الى خالقِك وتوكل عليه فى جميع ما يظهر من حركاتك وسكناتِك...». 1
«دل را در هنگام و هنگامۀ حج، براى خدا مجرد ساختن و از هر حجابى و شاغلى آزاد ساختن، همۀ امور را بهخدا سپردن و در تمام حركات و سكنات، بر او توكّل داشتن...».
اگر حاجى زائر، اينگونه با قلبى سرشار از خدا و تهى از غير، رو به خداى آورد، طبيعى است كه هر قدمِ مهمانِ خدا عبادت و درجه و رتبه بهحسا ب مىآيد و در مقابل هر گام حسنهاى بر او افزوده شده و سيّئهاى از او محو مىشود، چنانكه امامصادق(ع) فرموده است:
«اِنَّ العبدَ المؤمِنَ حينَ يَخْرُج من بيته حاجّاً لا يخطو خُطوةً ولا تَخْطُو به راحلِتُه الاّ كتب الله له بها حسنةً ومحى عنه سيئةً وَرَفَع له بها درجةً...». 2
در اين صورت است كه حاجى، مهمان خدا خواهد بود والاّ خير.
در اين زيارت، تكتك عملها و مناسك حج، بايد سازنده و آموزنده باشد وگرنه: (بهقول ناصر خسرو)
رفته و مكه ديده، آمده باز
محنت باديه خريده به سيم
با پوشيدن جامۀ احرام، جامههاى گناه را بايد زمين ريخت و با غسل احرام، گناهان را شستشو كرد و توبه نمود و با احرام بستن، با خدا بايد تجديد پيمان نمود و با گفتن «لبيك»، از صميم جان به نداى دعوتِ خدا و ابراهيم پاسخ گفت و با ورود به حرم، خود را در حريم حرمت الهى ديد و با سعى و طواف، خود را خدايى ساخت و بين خوف و رجاء بود. بايد با رمى جمرات، شيطانهاى نهان و آشكار، درونى و بيرونى را طرد كرد و با قربانى گوسفند، نفس سركش را قربانى كرد و كشت و... به ميقات