113آن كه به زيارت حج مىرود، سفر به سوى خدا مىكند. به تعبير لطيف و زيباى حضرت امام خمينى:
«...سفر حج، سفر كسب نيست، سفر تحصيل دنيا نيست، سفر الىالله است. شما داريد به طرف خانۀ خدا مىرويد. تمام امورى كه انجام مىدهيد بهطول الهيّت بايد باشد. سفرتان اينجا كه شروع مىشود سفر بهسوى خداى تبارك و تعالى است. بايد مانند انبياء: و بزرگان دين ما كه تمام زمان حياتشان مسافرتشان الىالله بوده است و از آن چيزى كه در برنامۀ وصول الىالله بوده است يك قدم تخلّف نمىكردند. شما هم وفود الىالله داشته باشيد و در ميقات كه مىرويد، لبيك به خدا مىگوييد، يعنى تو دعوت كردى، و ما هم اجابت...». 1
باز، بهقول اقبال لاهورى:
در آن دريا كه او را ساحلى نيست
دليل عاشقان غير از دلى نيست
تو فرمودى رهِ «بطحا» گرفتيم وگرنه جز تو ما را منزلى نيست
سفرى اينچنين عظيم، و زيارتى اينگونه عارفانه و عاشقانه است كه باعث مىشود امامحسنمجتبى(ع) بيست و پنج بار پياده به «حج» مى رود 2 و امام حسين 7هم گاهى در اين سفر، با داشتن مركب و وسيلۀ سوارى پياده راه مىپيمايد و مركب، پشت سرش حركت مىكند. 3 اين، شوق ديدار را مىرساند. در ميان جمعى كه به ديدار خانه مىروند، بعضى هم به صاحبخانه مىانديشند... «او خانه همى جويد و من صاحبِ خانه» و رابط در اين ميان، «دل» است، و وادىِ سفر، عشق و عرفان است.
زيارت حجّ و ادب باطنى
وقتى كه حج، حضور در ميقاتِ ربّ است، وقتى شركت در ضيافةالله است، وقتى لبيك گفتن به نداى ابراهيم و دعوتِ خداوند است، پس حاجى بايد به تناسبِ «مقام»، خود را مهيّاى اين «بارعام» سازد.