112در حريم حَرَم دوست
در زيارت حجّ، زائر مهمان خداست.
اين زيارت، پاسخگويى و لبيك به دعوتنامۀ عامّى است كه چندهزار سال پيش، حضرتابراهيم، به فرمان خداوند از همۀ كسانى كه مىتوانند و استطاعت شركت در اين كنگرۀ عظيم الهى، مردمى را دارند، نموده است.
خداوند در قرآن فرموده است:
(وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ...). 1
«براى ابراهيم، جايگاه بيت را فراهم نموديم و دستور داديم براى من شريك قرار مده و خانۀ مرا براى طواف كنندگان و بپا ايستادگان و راكعان و ساجدان پاك گردان و مردم را به حجّ، ندا داده و دعوت كن كه سواره و پياده از هر فراز و نشيبى و سواره بر هر مركب ضعيفى به اينجا بيايند».
زيارت حج، يك سفر سازندگى است، سفر خودسازى و تهذيب نفس و ارتقاى درجۀ معرفت و شناخت و عشق به حق و گرديدن به گِرد مركزيت توحيد است.
در اين سرزمين بعثت و حريم قدسى خدا كه قبلۀ مسلمين و مطاف يكتاپرستان است، بىاجازه نمىتوان وارد شد، بىدعوت نمىتوان رفت. اجازه، همان دعوت عام الهى است و آمادگى براى ورود، همان «لبيك» است. بدون احرام، از ميقات نمىتوان وارد اين سرزمين شد. در هر وقت از سال كه باشد، هركه و از هر كجا كه باشد، براى ورود به اين سرزمين مطهر و حريم حرم دوست، بايد «مُحرم» شد و لبيك گفت و قدم صدق بر آن نهاد. چرا كه سر در كوى دوست سپردن و در مطافِ حق گرديدن است.
خدا، زائر را دعوت كرده و اجازۀ ورود و حضور در ميقات و مطاف و حرم داده است. چه مقام والا و توفيق بزرگى.
بهقول اقبال:
چه خوشبختى چه خرّم روزگارى
درِ سلطان به درويشى گشادند