102امامباقر(ع) او را دعا كرده است. 1
قالب مدح و مرثيه، معمولاً براى بيان گفتنىها - از فضايل اهلبيت و مظالم امويان- مورد استفاده قرار مىگرفته است و اينگونه اشعار هم دست به دست و دهان به دهان مىگشته و نقل مىشده است.
علامۀ امينى دربارۀ «سيد حميرى» كه يكى از اين وارستهمردان مخلص اهلبيت و شاعران نامآور و صاحب ولايت و توانا و بلندپايه و چيرهدست و پاكدل شيعه و يادآور بزرگ حماسۀ عاشورا بود و نزد امامصادق(ع) منزلتى عظيم داشت و سرودههاى انقلابى و مرثيههاى سوزناك و پرمحتوايش از نفوذ و شهرت و قوت كمنظيرى بهرهمند بود. مىگويد:
«...از بسيارى از شاعران، در جديت و دعوت به بنياد استوار، پيشى گرفت و در ستايش عترت پاك پيامبر، فراوان شعر گفت و با ايثار جان و هستى در راه تقويت روح ايمان در جامعه و احياى دلهاى مرده، با پراكندن و نشر فضايل «آلالله» و گسترش فضايل اين خاندان و نكوهش و انتقاد از دشمنانشان، از ديگر شاعران، برتر و بالاتر گشت.... و به گفتۀ «ابوالفرج اصفهانى» شعرهايش يا آميخته به مدح بنىهاشم، يا بدگويى و انتقاد از دشمنان و مخالفانشان بود...». 2
اين، نمونهاى از «تولّى» و «تبرّى» در محتواى شعرى اوست. البته تنها به مرحلۀ قلبى و زبانى اكتفا نمىكرد و اين موضع، در عمل و رفتار اجتماعى و گسستنها و پيوستنهاى او هم مشهود بود، كه علامۀ امينى در اين مورد هم مىنويسد:
«سيد حميرى، همۀ فضايل على(ع) را به گونهاى در قالب اشعارش گنجانيد. حضور در هر مجلسى كه در آن «آلمحمد» ياد نمىشد او را ملول و خسته مىكرد و هرگز به محفلى كه خالى از ذكر آنان بود انس و الفت نداشت». 3
«دِعبل» نيز يكى از اين شاعران والامقام و بلندپايه است كه سرودههايش آوازه و شهرت و نفوذ خاصّى داشت و مورد تكريم شايستۀ ثامنالائمه، حضرترضا(ع) قرار