71
يُؤْذَى حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الْحَرَمِ ». 1
بايد توجه داشت كه، اعلام امنيت سرزمين مكه بدين معنا نيست كه هر كسى بتواند آزادانه با ميل خود در آن مكان رفتار كند؛ زيرا خداوند سبحان دربارۀ سرزمين ديگرى كه مردم آن در امنيت بودند، اما بر اثر كفران نعمت، فراوانى روزى آنها از ميان رفت و گرسنگى و ناامنى جايگزين آن شد، مىفرمايد: وَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً قَرْيَةً كٰانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهٰا رِزْقُهٰا رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكٰانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّٰهِ فَأَذٰاقَهَا اللّٰهُ لِبٰاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمٰا كٰانُوا يَصْنَعُونَ . 2
بنابراين، معناى امنيت تكوينى حرم اين نيست كه در آنجا كشتار نمىشود، بلكه خداوند آن سرزمين را براساس لطف خاص خود مأمن قرار داده است، ليكن اگر مردم آنجا بيراهه رفتند، خداوند آنها را به قهر خود مىگيرد. ويژگى مكه اين است كه ممكن نيست حكومتى بتواند در آن، ساليان متمادى ظالمانه حكمرانى كند. البته ممكن است حكومتى در حجاز با عصامه قرار دادن شهرى مانند رياض برخى از ظلمهاى فردى يا اجتماعى را مرتكب شود ليكن در مكه از ظلم ملحدانه كه صبغۀ كفر داشته باشد اجتناب كند؛ زيرا آنچه در آيۀ شريفۀ وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحٰادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابٍ أَلِيمٍ 3نسبت به آن تهديد شده ظلم الحادى است، نه غير آن و دربارۀ حرم است، نه خارج از آن. ظلم حقوقى به اشخاص حقيقى يا حقوقى غير از ظلم ملحدانه است كه الحاد و كفر را به همراه دارد.
حاصل اينكه، مكه مانند بهشت نيست كه هيچ كژى و خلافى در آن واقع نشود 4 ليكن با اينكه احكام دنيا را دارد، از بسيارى جهات با مكانهاى ديگر متفاوت است. از جمله اينكه هر كس از روى كفر و ظلم، نسبت به آن قصد سوء كند، به عذابى دردناك گرفتار مىشود. 5