56مىجويند و هيچگونه دوستى ميان مسلمانان و مشركان نيست؛ وَ أَذٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النّٰاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللّٰهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَ رَسُولُهُ . 1
مفاد اين آيه تبلور بُعد سياسى در حج و تجلّى استقلال فرهنگى در آن است، به طورى كه سيطرهاى براى احدى از كفّار و مشكران بر هيچيك از مسلمانان باقى نمانَد. آيا اين امر چيزى جز تجسم عالىترين مراتب حكومت اسلامى در حج است؟ و آيا طرد سران الحاد و در هم كوبيدن سنگرهايشان جز در پرتو حكومت اسلامى امكانپذير است؟
اگر حضور سياسى اسلام در سرزمين منا، كه «حج اكبر» بدان تفسير شده، 2 نمىبود امكان اعلام برائت از عُمّال جور و طاغوتپرستان وجود نداشت. چنانكه قيام مردمى و مقاومت جهانى و استقامت گسترده و فراگير كه كعبه به خاطر آن بنيان نهاده شده، بدون برپايى حكومت اسلامى انجامپذير نيست.
شايد براى همين علل و نيز ساير اسرار الهى كه بر ما مستور است، سالار شهيدان، امام حسين(ع) در سال 60 هجرى با اينكه به مكه آمد حج نگزارد و تنها به خاطر حرمت كعبه، عمرۀ مفرده به جا آورد. 3 مؤيّد اين مطلب، كلامى است كه سيدالشهداء(ع) در دعاى عرفه در مورد حكومت بيان كرده است.
براى تبيين بيشتر اين نكته كه چگونه حجّ نمايشگر حكومت است، بايد آنچه رسول اكرم(ص) در حجّةالوداع انجام داد و آنچه به مردم فرمود و امور مهم سياسى و غيرسياسى كه براى آنها مقرّر داشت، مورد توجه و دقت افزونتر قرار گيرد. بخشهايى از اين خطبه، در آخرين فصل از بخش سوم خواهد آمد.