227بنابراين، قربانى آنگاه مقبول است كه با تقوا انجام گيرد و روح اين عملْ تقوا باشد؛ زيرا براساس آيۀ شريفۀ إِنَّمٰا يَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ 1همانطور كه هيچ عملى بدون تقوا پذيرفته نيست، عملى كه همراه تقوا بوده ليكن عامل آن در غير اين عمل، تقواى الهى را رعايت نمىكند، اگرچه از وى پذيرفته است، ليكن آنگونه كه شايسته است بالا نمىرود؛ زيرا خداوند عملى را مىپذيرد كه همۀ شئون عامل آن خواه در اين عمل، خواه در اعمال ديگر، بر پايۀ تقوا تنظيم شده باشد.
2. هر عملى كه به قصد قربت انجام گيرد قربانى است. چنانكه در حديث است كه زكات و نماز، قربانى مسلمانان است؛
«إنَّ الزَّكاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلاةِ قُرْباناً لأهْلِ الإسْلامِ» . 2
3. سرّ قربانى اين است كه حجگزار و قربانى كننده با تمسك به حقيقت ورع، گلوى ديو طمع را بريده و او را بكُشد. 3 بنابراين، صرف ذَبْح گاو و گوسفند يا نَحْر شتر و رها كردن آن بدون توجه به سرّ قربانى، مايه تعالى حجگزار نيست.
4. امامباقر(ع) فرمود: خداى سبحان قربانى كردن را دوست دارد؛
«إنَّ اللهَ عَزّ وَجَلَّ يُحِبُّ إطْعامَ الطَّعامِ وَإِراقَةَ الدِّماءِ» . 4 ممكن است يكى از حمتهاى آن بهرهمندى گرسنگان و محرومان از گوشت قربانى باشد. گرچه در اين زمان از اين سنت الهى و برنامه جامع و سودمند، بهرهبردارى صحيح و مطلوب نمىشود.
در حديث ديگرى كه اهتمام به قربانى در آن مشهود است، امامصادق(ع) فرمود: رسولاكرم(ص) در حجةالوداع، 100 شتر با خود برده بودند. بيش از 30 شتر را به اميرمؤمنان على(ع) بخشيدند كه آن حضرت همه را نَحْر كردند و رسولاكرم(ص) نيز بقيۀ شتران را قربانى كردند. 5 اين حديث به گونهاى ديگر نيز نقل شده است.