218دست و دل حجگزار آسوده باشند. به اين معنا كه نه با جِدّ و نه با شوخى، به بهانۀ طنزگويى و طنزنويسى آبروى كسى را نبرد. مردم نهتنها از دست و زبان حجگزار در اماناند، بلكه قلب او نيز به كسى آسيب نمىرساند. صدمۀ و آسيب قلبى آن است كه انسان كينۀ كسى را در دل داشته باشد يا نسبت به كسى حسادت ورزيده و بدخواه او باشد.
پيراستن مناسك از رسوم جاهلى
خداى سبحان براى عرفات و مشعر و منا احكامى تشريع فرموده و براى هريك از آن احكام، حكمتهايى بيان كرده است، مانند امر به بزرگداشت و تذكر نام و ياد خدا به شكرانه نعمت هدايت الهى. 1
از برترين رسالتهاى مناسك حج، نشر معارف توحيدى است. هماكنون نيز ميليونها نفر در جهات بت مىپرستند؛ اگرچه بتپرستى، مكتبى پايدار نيست و پيشرفت علم، بساط بت و بتپرستى را بر مىچيند، ليكن اگر معارف توحيدى گسترش نيابد اين خطر هست كه ميليونها انسان به ضلالت ديگرى گرفتار شده و به دام الحاد و بىدينى بيفتند. يعنى به جاى تحول از بددينى به بِهْدينى، تحول به بىدينى دخ دهد.
سنّت جاهلى بر آن بود كه بعد از فراغت از حج، در منا گِرد مىآمدند و به ذكر مفاخر قومى و ويژگىهاى نژادى مىپرداختند و از نياكان و تبار خويش با نظم و نثر و با تكيه بر ارزشهاى جاهلى، مانند زيادى عِدّه و عُدّه قبيلۀ خود و قدرت آنها در جنگافروزى و غارتگرى ياد مىكردند و بدانان مىباليدند. نظام حج در اسلام، هم به آن معيار فرسودۀ جاهلى پايان داد و هم نظام ارزشى الهى را تبيين و مردم را به آن هدايت كرد و فرمود تا در مشعرالحرام، همچنين پس از بهجا آوردن مناسك در منا خدا را بسيار ياد كرده و از او آمرزش بخواهند و حسنات دنيا و آخرت را طلب كنند. 2
شخصى به امامسجاد(ع) عرض كرد: ما هنگام بيتوته در سرزمين منا، هم به ياد خدا و پيامبر هستيم و هم از خوبىها و فضايل پدران و نياكان خود ياد مىكنيم و هدفمان