217
فصل دهم:افاضۀ به منا و بيتوتۀ در آن
پس از طلوع آفتاب روز دهم ذىحجه، حجگزار كه شب را در كوچ از عرفات به مشعر و وقوف در مشعر سپرى كردهاند، به منا مىآيند تا اعمال خاص آن سرزمين را بهجا آورند.
امامسجاد(ع) به شبلى فرمود: آنگاه كه به منا رسيدى، آيا احساس كردى كه به مطلوب و خواستهات نايل آمدى و حاجاتَت برآورده شد؟. 1
انسان، جاودانگى را دوست دارد، از اينرو آرزوى او نيز فراهم كردن چيزى است كه هميشه با او باشد. آنكس كه به فكر جمع مال است در اشتباه است و براى خود بلا تهيه كرده و وزر و وبال جمع مىكند؛ اما كسى كه در توليدْ تلاشگر، در مصرفْ قانع و در فراهم آوردن دارايى حلال موفق است، يعنى پر توليد و كممصرف است، نه تنپرور و كمكار، و مشكل ديگران را براى رضاى خدا حلّ مىكند، سرمايۀ خويش را قبلاً به قيامت و ديار ابدى فرستاده است و با مرگ به حضور اموال خود مىرود.
خلاصه اينكه، آن گوره نخست آرزوى مذموم دارند اما گروه ديگر تمنّى ممدوح، و منا سرزمين «نيل به تمنيّات صادق» است، نه امانى كاذب و آرزوهاى باطل و نه سرزمين تمنّى ناروا.
امامسجاد(ع) از شبلى پرسيدند: آيا آرزوهاى ديگران را هم برآوردى؟ آيا بدان پايه از كمال رسيدى كه مردم از زبان و دل و دست تو آسيب نبينند؟ 2 بنابراين، مردم بايد از زبان و