192صدايى كه از دهان آن برآيد به مشابۀ سوت كشيدن است و به همين لحاظ كه زمزمۀ شركآلود، بيان انسانى نيست قرآن سخن آنان كه كعبه را با اذكار شركآلود طواف مىكردند، صفير و سوت مىداند، نه بيان. البته، هم سوت واقعى و هم گفتارى كه به منزلۀ سوت است مصداق آيۀ ياد شده است.
ناآشنايان با اسرار حج، بر گرد كعبهاى مىگردند كه مشركان نيز در جاهليت آنگاه كه بتكده بود آن را زياد طواف كردهاند و پس از آن نيز افراد تبهكار بر گرد آن بسيار گشتهاند. هماكنون نيز زائرى كه توجهى به سرّ طواف ندارد، ممكن است حتى در آن حال مرتكب معصيت شود. چنانكه امامصادق(ع) فرمود: زنى در حال طواف، ساعد خويش را از لباس بيرون كرد؛ «فَأخْرَجَتْ ذِراعَها». در آن حال، مردى به عمد دست خود را بر دست برهنۀ آن زن گذارد. خداى سبحان به كيفر معصيت در چنين مكانى آن دو دست را به هم چسباند؛ «فَأثْبَتَ اللهُ يَدَهُ فى ذِراعِها». البته در اين مورد خاص، اگرچه فقهاى عامه به قطع دست مرد حكم دادند، ليكن دست آن دو بر اثر دعاى امامحسين(ع) باز شد و مرد عاصى نيز به شفاعت آن حضرت از حدّ شرعى نجات يافت. 1
تفاوت مراتب طائفان را مىتوان مصداقى از اين بيان نورانى امامصادق(ع) دانست كه در ذيل آيۀ شريفۀ فَمِنْهُمْ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سٰابِقٌ بِالْخَيْرٰاتِ بِإِذْنِ اللّٰهِ 2فرمود: گروهى دور خود گشته و عدهاى دور قلب خويش مىگردند و بعضى دور حق مىگردند؛
«اَلظّالِمُ يَحُومُ حَوْمَ نَفْسِهِ وَالْمُقْتَصِدُ يَحُومُ حوْمَ قَلْبِهِ وَالسّابِقُ يَحُومُ حَوْمَ رَبِّهِ عَزَّ وَجَلَّ» ؛ 3 زيرا دين هركس را خداى او تشريع و تنظيم مىكند. پس كسى كه اله وى هواىِاوست، پيامبر او هم فرستادۀ اين هواست و بهشت و جهنّم او نيز ساختۀ همين هواست. اينكه رسولاكرم(ص) فرمود: زمانى خواهد آمد كه شهوت شكم، معبود مردم، زنانْ قبلۀ آنها و درم و دينارْ دين آنهاست؛
«يَأتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ، بُطُنُهُمْ آلِهَتُهُمْ