193
وَنِساؤُهُمْ قِبْلَتُهُمْ وَدَنانيرُهُمْ دينُهُمْ...» 1نيز ناظر به همين نكته است؛ زيرا ممكن نيست كسى بىدين باشد.
استلام حجرالأسود
با توجه به ويژگىهاى معنوى حجرالأسود ترغيب فراوانى به استلام آن شده است، از اينرو مستحب است دست طوافكننده به آن برسد و شايسته است آنانكه طواف مستحبى بهجا مىآورند كسانى را كه طواف واجب مىكنند در استلام و بوسيدن حجرالأسود بر خود مقدم داشته و مزاحم آنان نشوند. 2
حكيم متألّه، استاد الهى قمشهاى+ در اينباره فرموده است: حجرالأسود، خالِ لب لعل يار است و اين خال را هنگام وصال و حضور در پيشگاه محبوب حقيقى ببوس:
چون جان شود محرم، به تن احرامگيرى
حجرالأسود دست راست خدا در زمين است. 4 اگرچه هر دو دست خداى سبحان راست است؛
«كِلْتا يَدَيْهِ يَمينٌ» 5ليكن او دستى به گونۀ انسانها ندارد تا راست و چپ براى آن فرض شود. او مجرّد محض بوده و از جسم و جسمانيّات منزّه است، و بيان مزبور از باب تشبيه معقول به محسوس است. خداوند سبحان براى اينكه در نشئۀ طبيعت و حسّ، محل ميثاقى داشته باشد، فرمان داد تا در ركنى از اركان كعبه، سنگى خاص به عنوان
«يَمينُ اللهِعَزّ وجَلّ فى أرْضِهِ -و- فى خَلْقِه» قرار دهند. پس زائر هنگام استلام حَجَر، با دست راست خدا بيعت مىكند.