189لباس به پيشگاه چنان مقامى رفتن عيب است. او در جواب گفت: با لباس چركين نزد بزرگى رفتن عيب نيست، بلكه با همان لباس چركين از حضور وى برگشتن ننگ است؛ زيرا اينگونه بازگشت نشان اين است كه آن صاحب منصب او را لايق ندانست و ردّ كرد و انعام و هديه و عطيهاى بدو نبخشيد.
مراد گويندۀ داستان مزبور اين است كه با گناه به سوى خداوند رفتن و دست پر از گناه را به درگاه او دراز كردن ننگ نيست، بلكه ننگ آن است كه بر اثر گذشته ناشايست و عدم بازگشت صادقانۀ او، خداى سبحان وى را نپذيرد و گناهان او را نبخشد و گناهآلود از پيشگاه خدا باز گردد.
همچنين گفتهاند: عارفى به حضور صاحبمنصبى رسيد. از او پرسيدند: چه آوردهاى؟ گفت: از كسى كه به حضور بزرگى باريافته سؤال نمىكنند: «چه آوردى؟» بلكه از او مىپرسند: «چه مىخواهى؟»؛ زيرا اگر چيزى داشت كه بدينجا نمىآمد.
هيچكس نمىتواند بگويد: من با كولهبارى از تلاشها و اندوختههاى علمى و عملى به پيشگاه خدا رفتم؛ زيرا همۀ آنها مال اوست؛ وَ مٰا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللّٰهِ . 1 پس احدى با دست پُر به درگاه حق نمىرود. از اينرو در زيارت بيتالله الحرام، كه ضيافت و مهماندارى خداوند است، 2 از كسى نمىپرسند: چه آوردهاى؟ بلكه به همه مىگويند: چه مىخواهيد؟ و اگر هم بگويند: چه آوردهاى؟ مقصود آن است كه ظرف نياز تو چقدر است و چه اندازه حاجت آوردى تا مطابق همان نياز، عطا دريافت كنى.
با توجه به همين نكته است كه زائر به هنگام حضور در خانۀ حق عرض مىكند:
«اَللّهُمَّ إنَّ الْبَيْتَ بَيْتُكَّ وَالْحَرَمَ حَرَمُكَ، وَالْعَبْدَ عَبْدُكَ، هذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ مِنَالنّارِ» . 3 چنانكه امامسجاد(ع) به پيشگاه خداوند عرض مىكرد: خدايا! فقر و تنگدستى مرا به اينجا آورده است؛
«سَيِّدى عَبْدُكَ بِبابِكَ، أقامَتْهُ الْخَصاصَةُ بَيْنَ يَدَيْكَ» . 4