176سرّ ديگر دربر كردن آن جامۀ مخصوص، تذكر به روزى است كه انسان با لباس ندوخته وارد آن مىشود و آن روزِمرگ است كه كفن دربر مىكند. بدينگونه در مناسك و مراسم حج، برخى اسرار قيامت متجلّى شده و سفر مرگ و حضور در صحنه قيامت در نظر افراد مجسم مىشود.
همچنين با دربر كردن لباس سادۀ احرام، امتيازات ظاهرى افراد زايل شده، زمينۀ هرگونه برترى طلبى و فخرفروشى از بين مىرود.
نيّت
حج (تمتع، قِران، و افراد) و عمره از عناوين قصدى و قربى است. از اينرو بايد در آن به دو چيز توجه و آن را قصد كرد: يكى عنوان عمل و ديگرى غايت و هدف آنكه تقرب به خداست. همۀ اركان و اجزاى زيرمجموعۀ اين عناوين به هركدام حاصل نمىشود؛ البته همان قصد اجمالى اول كه سايهافكن بر امور مزبور باشد كافى است. در حج و عمره، همچون ديگر عناوين قصدى، حفظ قصد عنوان تا آخرين جزء عملْ لازم است؛ زيرا چيزى كه از عناوين قصدى است صِرف قصد آن در مرحلۀ حدوث كافى نيست، بلكه دوام آن قصد در مرحلۀ بقا نيز معتبر است.
برخى از امورْ افزون بر آنكه جزو عناوين قصدى است جزو امور عبادى است و تحقق آنها بدون قصد قربت در آنها به نحو مستمر و بدون خلوص قصد تقرّب از شائبۀ ريا در حدوث و بقا ممكن نيست. نماز، روزه، حج و عمره از اين قبيل است. در قصد قربت همين مقدار كافى است كه مكلّف در متن عمل از آغاز تا انجام چنين نيت كند كه اين كار را به دستور خداوند انجام مىدهم. چنين قصدى كه مستمر باشد و از ريا مصون بماند، در عبادى بودن آن عمل كفايت مىكند.
چون امتثال دستور خدا غالباً بدون انگيزه و هدف نيست، پس اطاعت مذكور حتماً غايتى دارد و غايت امتثال مزبور را بايد در مقدار معرفت امتثال كننده و اندازۀ همت او