163مهمترين سرّ حج، سير إلى الله است. چنانكه در بعضى از روايات، آيۀ كريمۀ فَفِرُّوا إِلَى اللّٰهِ 1بر «حج» تطبيق شده است. 2
سفر حج، فرار از غير خدا به سوى خداست و چون خدا همهجا هست 3 معناى «سير إلى الله»، سير مكانى يا زمانى نيست. فرار بهسوى خدا بدين معناست كه انسان ماسوى الله را ترك كرده و خدا را طلب كند. پس اگر كسى حج را به قصد تجارت يا شهرت و مانند آن انجام داد، فرار «عن الله» كرده است، نه فرار «إلى الله».
سير حجگزارى كه از غيرخدا بريده و به سوى خدا هجرت مىكند تا به لقاى او نايل آيد «إلى الله»، «فى الله»، «مع الله» و «لله» است. از اينرو در بعضى از دعاهاى حج و مانند آن آمده است:
«بسم الله وبالله وفى سبيل الله وعلى ملَّة رسول الله» . 4
زاد سفر حجّ
در قرآن كريم، تعبير به «زاد» جز در آيۀ شريفۀ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْوىٰ 5كه صدر آن و نيز آيات قبل و بعد از آن بر برخى احكام حج مشتمل است، نيامده است. راز مطلب آن است كه در حج، مسافرت كردن است؛ وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ 6و چون در سفر، احتياج به زاد و توشه است، خداى سبحان به آن سفر اصيل كه آخرت است، تذكر داده و به تقوا امر مىكند.
آيۀ شريفۀ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْوىٰ اولاً، راه را نشان مىدهد و به دلالت تعيين زاد، يعنى پرهيزكارى، اين راه همان سلوك به سوى خداست؛ زيرا خداى سبحان اهل تقواست، چنانكه اهل جود و جبروت است. ثانياً، به انسانها هشدار مىدهد كه همگى مسافرند؛ زيرا