61روح نماز و قيام در ميان دلها ايجاد شود، غوغا بهپا مىشود و دگرانديشان و بد انديشانِ دوران، در موج خشم اين مردمان، چون تراشهاى كوچك غرق خواهند شد...!
نگاههاى بدبينانه به دين...
اما افسوس كه حضور انديشههاى تحجّرگرا در مرزهاى جغرافياى اسلام، شادابى دين و طراوت آزاد انديشى و نقدگويى را به پژمردگى و خمودگى كجانديشى و قلم ستيزى سوق داده و جنبش سلولهاى خاكسترى صاحبان خرد را از پژوهش در ژرفاى هويت دين باز داشته و درگير بنيانهاى بىاساس و پوچى مىسازد كه گزينهاى جز پراكندگى ساختار يكپارچۀ اسلام و آتش افروزى خاكسترهاى مانده و پوسيده تفرقه و نفاق نمىتوان يافت؛ و در اين آب گِلآلود تنها نگاههاى هرزه و بدبين به تنآرايى دين است كه چون زالويى خون مىمكند و رگههاى حيات و زندگى را سوى مزارع خويش منحرف ساخته و ذهنِ در كشمكش فرو رفتۀ مردمان را به استعمار مىكشانند...!
برخيز، سالك را فرصتى براى ماندن نيست
تكههاى كوچك نور بر پلكهايم سنگينى مىكند، گويى مرا فرمان مىدهد؛ هان! برخيز، سالك را فرصتى براى ماندن نيست.
بايد رفت و بر اريكۀ سخن تاخت و رستاقهاى بر قاف نشسته را نيز