133در مكه و مدينه هم، دست فروشهايى با همين هيبت و همين شكل و شمايل، البته با وضعى قابل قبولتر ديده بودم، كه در گوشه و كنار خيابانها و بازارچهها بهفروش اجناسى نظير البسه و اسباب بازى و... مشغول بودند. در هر حال، هر كه بودند و از هر كجا...
مسلمان بودند. حال آيا امت اسلامى شايستۀ چنين منظرهاى هست؟ بهنظر مىرسد چنين وضعيتى تنها بهخاطر بى توجهى به وضع اين گروه است و گرنه با صرف كمترين بودجه، لااقل مىشود آنها را از اين وضع رقت بار خارج كرد و نمىگويم مىتوان همه آنها را به زندگى ايدهآل رساند. اما نبايد اجازه داد كه چنين منظرۀ رقت بارى در مقابل چشم ميليونها انسان و بلكه از طريق ضبط و ثبت تصوير، در مقابل چشم جهانيان قرار گيرد و آبروى اسلام با آن مخدوش شود. بودجهاى كه با آن بشود لااقل ظاهراً اين وضع آشفته را اصلاح كرد. يقيناً آنقدر نيست كه كمترين فشارى را بر دولت ثروتمندى نظير عربستان تحميل كند... بگذريم.
در منا پيش مىرويم، سرزمين وسيع و گستردهاى است.
چندين خيابان طويل، از شرق به غرب، موازى با يكديگر و نيز خيابانهايى از شمال به جنوب، منطقۀ بزرگ منا را به مناطقى كوچكتر تقسيم كرده و در داخل هر كدام از اين مناطق، چادرهاى متعدد قرار گرفته كه محل بيتوته و استراحت حجاج است. كشورهاى مختلف هر كدام منطقهاى را در اختيار دارند.
با كروكىهايى كه زيراكس آنها در اختيار هر يك از اعضاى