134گروه قرار گرفته و در آنها منطقۀ مربوط به حجاج جمهورى اسلامى مشخص شده است و نيز با كمك راهنمايانى كه از قبل با محيط آشنايى پيدا كردهاند، كم كم به جانب محلّى كه مربوط به كشور خودمان است، پيش مىرويم.
جلوتر كه رفتيم، بالونى بزرگ كه آرم و نشان جمهورى اسلامى ايران بر آن نقش بسته، محل بعثۀ مقام معظم رهبرى را در منا نشان مىدهد كه نشانهاى است از نزديكى مقصد و پاهاى خسته را نيرويى دوباره مىدهد و گفتند كه بيمارستان هيأت پزشكى در منا، جايى است در كنار بعثه و البته محل استراحت هم همانجا است.
آفتاب كاملاً بالا كشيده و گرماى آن بيشتر شده است. خستگىِ راه و نيز بىخوابى دو - سه شب گذشته و علاوه بر آن مزاج مبتلا به سرماخوردگى، دست به دست يكديگر داده و از درك اماكن مقدسى كه پا بر آن مىگذاشتم غافلم ساخته بود.
در منا به سوى بالن خوشرنگى كه بعثه را نشان مىداد حركت مىكرديم و هر چه جلوتر مىرفتيم مثل اين بود كه به آن نزديك نمىشويم. در ابتدا نزديكتر از آن به نظر مىرسيد كه بود، بالاخره ساعت 8/5 يا 9 بود كه رسيديم.
بيمارستان صحرايى منا، جايى بود شبيه بيمارستان صحرايى عرفات و البته به خاطر اقامت بيشتر و حجم كار افزونتر، با استحكام بيشترى ساخته شده بود. بخشى از محوطه را با بتون، محوطه سازى كردهاند و چادرها محكمتر و مناسبتر است.