107محسوستر است و آنان كه خارجترند در طوافاند، اما طوافشان نامحسوس! و هرچه خارجتر، طواف آرامتر و نامحسوستر آنچنان كه مرزى ميان طواف كنندگان و غير آنان نيست و كسى چه مىداند شايد به ديدۀ نابصير من است كه جمعى نه در طوافاند! كه كاينات همه در طوافاند و ما غافل! هر چه بر اين چرخش مستدام مىنگرم گيجترم و مبهوتتر و حيرانتر و از درك عظمتش عاجزتر!
ساعت حدود 11/5 مسجدالحرام را بهجانب بيمارستان ترك كرديم ونزديكىهاى ظهر به بيمارستان رسيديم. حالم بد بود و به خاطر خستگى فراوان بيمارىام شدّت گرفته بود. نماز ظهر و عصر و نهار و سپس برگشتم اتاق براى استراحت.
ساعت 4 بعد ازظهر، دكتر مظفرى بيدارم كرد و گفت: مثل اينكه دفتر مديريت با شما كار داشتند. برخاستم و به دفتر رفتم.
گفتند ساعت 8/5 جلسۀ هماهنگى به منظور تعيين گروههاى سيّار درمانى است. پس از مختصرى استراحت و نماز به دفتر مديريت رفتم. جلسه تشكيل گرديد و درمانگاه جبلالنّور محلّ خدمت من در مكه شد.
چهار درمانگاه تمام وقت، در چهار نقطه از شهر به منظور پوشش حجّاجى كه به تازگى وارد مكه مىشوند تشكيل گرديده است. برگشته، شام را خوردم و علىرغم شدت عوارض بيمارى، از زيارت مسجدالحرام دل نكندم؛ چه از فردا معلوم نيست ازدحام كار مجال زيارت دهد. با گروهى از دوستان عازم مسجد الحرام شديم.