78پس از صرف غذا، دانشجوى ظريف اندامى، كه مسير جدّه - مدينه را در رديف آخر اتوبوس در كنارم نشسته بود، از من خواست تا در جلسهاى كه در حدود ساعت سه بعد از ظهر قرار بود در اتاق آنان و با حضور ديگر روحانى همسفر در كاروان برگزار شود؛ شركت كنم. او يادآورى كرد كه جلسه جنبۀ خصوصى دارد.
در كاروان ما سه روحانى حضور داشت و زائران توفيق داشتند كه از سه روحانى بهرهمند شوند:
* روحانى سنّتى كاروان.
* دانشجوى شركت كنندهاى در عمرۀ دانشجويى كه روحانى و روحانى زاده بود و صداى بسيار خوشى داشت و در مواقعى نالهاى سر مىداد و شور و حالى به جمع مىبخشيد.
* و روحانىاى كه از اساتيد حوزه بهشمار مىرفت و در كسوت معلّمى در عمرۀ دانشجويى شركت كرده بود.
همه شايستگىهاى لازم را براى فيض رسانيدن داشتند و اين نعمت ديگرى بود كه خداوند در اين سفر الهى نصيب كاروان ما كرده بود. خوشا به سعادت آنان كه از اين نعمت بهره بردند.
بهآن جوان دانشجو،كه همدانشگاهى هايش، «آقاسيد» صدايش مىكردند، گفتم اگر اشكالى نداشته باشد؛ پس از نماز جماعتِ عصر، از مسجد النبى برمىگردم و سپاسگزار خواهم بود اگر ساعت جلسه را كمى تغيير