166
زمزمۀ طبيعت
مسعود ملكزاده
سالها گذشته است از آن روزى كه در كنج خانۀ عبداللّٰه، فرشتگان به صداى كودكانهات افتخار مىكردند؛ صدايى كه ديوارهاى ستبر ظلم و ستم را سرشكسته كرد و آتش شرك و خرافه را خاموش ساخت.
سالها گذشته است و اكنون آن خانه كه روزى مدار گردش آسمان و زمين بود، به كتابخانهاى مهجور بدل شده است و شايد دير يا زود سرنوشتى چون ديگر يادگارهايت پيدا كند.
سالها گذشته است از آن روزى كه ثروتمندترين زن عرب در خانۀ خود نور نبوّت را در چشمان تو كشف كرد و تعبير خوابهاى روشن خود را بر پريشانى تو خواند.
سالها گذشته است و اكنون از آن خانه اثرى نيست جز قطعهزمينى مدفون در زير سنگهاى سفيد و صيقلى؛ ولى هنوز در خوابهاى همۀ آنانكه از تاريكى بيزارند، خورشيدهايى طلوع مىكند كه تعبيرشان را جز در نام تو نمىتوان جست.
سالها گذشته است از آن روزى كه حجرالأسود را با