134رنج جانكاه رو به خدا مىنشينى؛ خدايا ! ضميرم را روشن گردان و نفس آلودهام را از ناپاكى منزّه ساز.
مشعر
اينجا مشعرالحرام است، محلّ شعور. حاجيان سفيد پوش در مشعر سنگريزه جمع كرده، خود را مسلّح مىكنند تا به نبرد با شيطان برخيزند. حاجى در مشعر درس مسلمانى، ايمان و شهادت را تمرين مىكند. اى عارف مسلّح، جامۀ مرگ بپوش و با خدا خلوت كن. اوّل مبارزه با درون و سپس نبرد با بيرون. اول طاغوت باطن و سپس طاغوت ظاهر. اوّل جهاد اكبر و سپس جهاد اصغر.
منا
منا، يعنى آخرين مرحله از سلوك الى اللّٰه، در ميقات احرام، در عرفات معرفت و شناخت، در مشعر شعور و ادراك، و اينك در منا ايثار. اى ابراهيم، قبل از آنكه اسماعيل را به قربانگاه ببرى بايد دشمن پليد خود را دور كنى. او قسم خورده تو را بفريبد. امّا تو بايد طردش كنى.
شيطان ها صف كشيدهاند حتّى در منا. خشم، شهوت، ثروت، قدرت، تنديس شيطان را رمى كن. هفت سنگريزه به مصداق عبور از هفت مرحله نفسانى انسان، نه يك بار و نه دو بار. هر بار كه سنگ مىزند استوارتر و محكمتر و ابراهيم پيروز از اين امتحان.