135
قربانگاه
پس از رمى جمرات به آخرين مرتبه از ايثار مىرسى.
گذشتن از جان. قربانى؛ يعنى در مقام آخرين امتحان الهى قرار گرفتن. يعنى جان را در طبق اخلاص نهادن. هديۀ بنده به خدا. هستى خود را تقديم درگاهش نمودن. براى دقايقى به ياد لحظههاى پرشكوه دفاع مقدس مىافتى.
جوانانى كه عاشق خدا در قربانگاه جبهه، جان خويش را در طبق اخلاص، تقديم محرم حريم يار نمودند كه سلام خدا بر تمام شهيدان.
طواف وداع
اين واپسين ديدار است و تو شوريده و شيدا. براى آخرين بار پا به مسجدالحرام مىگذارى. براى آخرين بار از اين خوان، نعمت برمىگيرى و جام وجودت را از زمزم عشق لبريز مىكنى. خدا حافظ اى كعبه. اى صفا، مروه، ميقات، زمزم و مشعر. شما را با همۀ شكوه و عظمتتان وداع مىكنم. اى حريم امن خدا چه سخت است دل بريدن.
اكنون قافله، زنگ بازگشت به وطن را مىزند و تو رسته و آزادى. همپيمان با ابديت مطلق باز مىگردى. با تولّدى دوباره؛ سُبْحٰانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّٰا يَصِفُونَ* وَ سَلاٰمٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ* وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِينَ . 1