130بزرگِ محشر كه سايبانى به جز رحمت الهى وجود ندارد.
ازحمل سلاح دورىكن كه حرم يار، محلّ سلام و آرامش است.
از اذيت و آزار جانوران و خاراندن و زخم كردن بدن خويش خوددارى كن.
از عطر دنيوى دورى كن تا عطر الهى را استشمام كنى.
براى فراموش كردن خود از تجمّل و زينت و زيور دورى كن و خود را به زيب تقوا و ايمان بياراى.
مكّه
جادّههاى انتظار را در مىنوردى، شيفته و عاشق، لبّيك مىگويى. هر قدم شيفتهتر و هر نفس هراسانتر. وزن حضور او را لحظه به لحظه سنگينتر حس مىكنى. صداى قلبت را مىشنوى و احساس مىكنى كه لبريز مىشوى. در خودت نمىگنجى. از اين مرز مىگذرى، حال در حرمى، ناگهان صداى پر شور لبّيك خاموش مىشود؛ يعنى كه رسيدى. سكوتى در حضور، در حرم خدا، سكوت، انديشه و عشق.
به مكّه مىرسى، شهرى در ميان كوههاى تفتيده. طنين توحيد در گوش جانت مىپيچد. سرزمينى پر از عجايب.
تكّهاى از آسمان بر روى زمين.
و اينجا مسجد الحرام است؛ حالا در آستانۀ مسجدالحرامى و در برابر كعبه ايستادهاى. اينجا كجاست؟