103نماز جمعۀ مكه را نيز در خواب ماندم. يادم نمىآيد كه از لحظۀ حضور در مكه، تا حدود ساعت 10 صبح خوابيده باشم اما در اين روز ( شانزدهم مردادماه) وقتى بيدار شدم كه فرصت حضور در نماز جمعه را از دست داده بودم.
فراموش كردم كه بگويم در آن شدت گرما بسيارى از نمازهاى ظهر را در كنار خانۀ كعبه خواندم. بدون احساس گرماى عربستان. حسن كار اين بود كه لحظات قبل از شروع نماز، فرصت بوسيدن حجرالأسود به راحتى فراهم مىشد و پس از نماز هم از ديگران به حجرالأسود نزديكتر بودى و باز هم مىتوانستى حجر را ببوسى و دست و صورت خود را تبرّك كنى و از عطر و روغنى كه در زمان برگزارى نماز به آن مىزدند، خوشبو شوى و تا مدتها بعد اين بوى الهى را همراه خود داشته باشى.
* * *
در ديدار روز جمعه، كوه نور و غار حِرا را از دور نشان دادند. مگر مىشود كه به مكه بروى و غار حِرا، محلّ نزول اوّلين آيات الهى را ديدار نكنى؟! وجود اين غار، خود نشانهاى است از آيات الهى.
با گروهى از دانشجويان وعده كرديم كه پس از نماز جماعت صبح شنبه به ديدن غار حِرا برويم. با چند اتومبيل كرايهاى، خود را به پاى كوه رسانديم و حركت به سمت غار را آغاز كرديم. باتوجه به توان افراد و عادت به كوه، در