96
وَ عليّ بن ابيطالب في رجالٍ من المسلمين، فَأَنْزل اللّٰهُ نَصرَهُ وصدّقهم وعده فحسُّوهم بالسيوف حتّى كشفوهم وكانت الهزيمة لا شكّ فيها». 1
و لذا كار بر قريشيان سخت گرديد و در تهاجم عمومى هم نتوانستند كارى از پيش ببرند و هزيمت و فرارشان آغاز شد و از ترس جان خود، به درّهها و كوهها پناه بردند و مقرّ خويش را بدون مراقب رها ساختند.
مرحلۀ دوّم جنگ و علل شكست مسلمانان!
پس از شكست سختى كه بر قريش وارد شد، صحنۀ جنگ دگرگونگرديد؛ زيراگروهى ازمسلمانانكه هزيمت دشمن را ديدند، به درون درّهاى، كه مقرّ آنها بود، حمله بردند و به جمعآورى غنيمت پرداختند. در اين هنگام گروه تيراندازان، كه به دستور پيامبرخدا صلى الله عليه و آله در دهانۀ درّه پاس مىدادند، علىرغم مخالفت فرماندهشان، عبداللّٰهبن جبير، بجز ده تن، به سوى مقرّ مشركان براى غارت غنائم پايين آمدند.
خالدبن وليد، فرمانده اسب سوارانِ قريش، از اين فرصت استفاده كرد و با همراهانش كوه را دور زد و عبداللّٰه بن جبير را با ياران اندكش به سادگى از سرراه برداشت، آنگاه از دهانۀ درّه فرود آمد و مسلمانانى را كه از همهجا بىخبر بر سر غنايم گرد آمده بودند، به دم شمشير گرفت و از سوى ديگر زنان