97قريش صحنه گردان غائله شدند و از كوه سرازير گشته، موها را پريشان و گريبانها را چاك كردند و با پستانهاى برهنه و فريادهاى جنونآميز، فراريان خود را بازگرداندند و حملۀ مجدّد دشمن آغاز شد! اين نخستين عامل شكست مسلمانان بود.
دوّمين عاملىكه در شكست سپاه اسلام نقش داشت، خبر كشته شدنِ پيامبرخدا صلى الله عليه و آله بود. در گرماگرم جنگ و درگيرى، كه پيامبر مجروح شد و در گودالى افتاد، «سراقه» فرياد برآورد:
«محمّد كشته شد!» اين خبر در ميان سپاه شرك و در جبهۀ پريشان مسلمانان به سرعتِ برق پيچيد و موجب شكست روحيۀ مسلمانان و تقويت روحى مشركان گرديد.
اينجا بود كه گروهى از مسلمانان دست به عقبنشينى زدند و فرارشان آغاز شد و به گفتۀ «ابن عقبه» در ميان اين گروه، آنچنان سردرگمى و از همگسيختگى به وجود آمد كه به جاى دشمن، به خودىها حمله مىكردند و برادر مسلمان خود را مجروح مىساختند. 1
مورّخان، از جمله طبرى، صحنۀ اين مرحله از جنگ را چنين توصيف مىكند:
«مسلمانان با پديد آمدن شكست و شايعۀ كشته شدن پيامبرخدا صلى الله عليه و آله ، به سه گروه تقسيم شدند: تعدادى مجروح شده و از كار افتادند. بعضى استقامت ورزيدند تا به شهادت رسيدند