195
«اى ابا عماره، (سر از قبر بيرون آر و ببين) حكومتى كه ما بر سر آن با هم مىجنگيديم چگونه امروز ملعبه و بازيچۀ جوانان ما گرديده است !»
و بدينگونه بار ديگر ابوسفيان كفر و نفاق خويش را نسبت به اسلام و كينه و عداوتش را نسبت به سيّد شهيدان آشكار ساخت!
كرامت شهداى احد و شكست سياست معاويه
در سال چهل و نه هجرى و پس از گذشت چهل و شش سال از جنگ احد و در دوران رياست بلا منازع معاوية بن ابوسفيان، از طرف او دستور صادر شد كه در احد قناتى حفر و مجراى آن را در از كنار و يا داخل قبور شهدا قرار دهند و با آماده شدن قنات، منادى در مدينه اعلان كرد: افرادى كه در احد شهيد دارند براى در امان ماندن اجساد و قبور آنان از نفوذ و جريان آب، اين قبور را نبش و اجساد شهدا را به محلّ ديگر انتقال دهند و بر اساس اين دستور به نبش قبور شهدا اقدام گرديد.
از جمله قبر حمزه عليه السلام و عمرو بن جموح و عبداللّٰه پدر جابر شكافته شد، عمّال معاويه با تعجّب مشاهده كردند كه اين اجساد تر و تازه ماندهاند؛ به گونهاى كه گويى ديروز دفن شدهاند. حتّى لباسها و قطيفهها و علفهايى كه آن پيكرها را پوشش مىدادند با همان وضع باقى است و كوچكترين تغييرى در آنها رخ نداده است؛ به طورى كه وقتى بيل كارگران به پاى