181
يك خانه با هم زندگى كنند و در اثر اين سخنان بود كه علىبن ابىطالب از اين خواستگارى منصرف شد!» 1
در متن اين حديث، مانند حديث قبل، شواهدى بر جعلى و دروغ بودن آن وجود دارد كه اكنون به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
1 . با توجه به مقام و جايگاه معنوى و نبوّت پيامبر صلى الله عليه و آله و روابط خانوادگى و نيز ارادت و محبّتى كه امير مؤمنان عليه السلام به آنحضرت داشت، تا آنجا كه عزيزترين و محبوبترين فرد براى او بود، اينها همه، ايجاب مىكرد على عليه السلام كارى را كه زمينۀ ناراحتى و رنجش آنحضرت و دختر گرامىاش را فراهم مىنمود، اقدام نكند و يا دست كم، پيش از اقدام، با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مشورت و موافقت او را جلب كند.
2 . در صورت صحّتِ اصل قضيه، چگونه مىشود تصوّر كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و فاطمه عليها السلام با آن مخالفت كنند و مانند افراد عادى و متعصّب، از آن برنجند و خاندان وحى، قانون الهى و دستور قرآن را در مورد ازدواج ناديده بگيرند!
3 . و باز در صورت صحّت قضيه، پيامبر صلى الله عليه و آله مىتوانست ناراحتىاش را با خودِ على عليه السلام مطرح و بهطور خصوصى اين مسألۀ ساده را حل و فصل كند و آن سخنرانى تند و علنى بر ضدّ