176«افقه اهل المدينه» و «اعلم اهل المدينه» معرفى شده و توجه و اعتماد علماى جامعه را به خود جلب كرده بود و از طرف ديگر وفادارى خويش را نسبت به اجراى منويات حكومتها بهاثبات رسانده بود.
پس، نخستين كسىكه بهنقل شفاهى و نوشتن حديث اقدام كرد، ابن شهاب زهرى بود كه بهدستور هشامبن عبدالملك انجام گرفت و حديثهايى كه از زبان او شنيده مىشد و يا بهدستور او در اوراق مىنوشتند، در جامعه رسميت مىيافت و بهتدريج به مسانيد و منابع حديثى راه گشود، بهطورىكه تقريباً يك ششم احاديث صحيح بخارى؛ مهمترين منبع حديثى اهل سنت را، حديثهاى ابن شهاب بهخود اختصاص داده و در اين كتاب بيش از هزار حديث از وى نقل گرديده است.
تعداد احاديث زهرى
ابن حجر در «تهذيب التهذيب» آورده است: مجموع روايات ابنشهاب به دو هزار و دويست بالغ مىگردد. سپس مىنويسد: او نصف اين احاديث را از افراد غير موثّق نقل كرده است. منظور ابنحجر اين است كه ابن شهاب هزار و يكصد حديث خود را نه از اشخاص و ناقلان مورد اعتماد، كه از هر رهگذر و از هر انسان كوى و برزن و از زبان كسانىكه هيچ معيار و مبنايى در گفتههايشان نداشتند، نقل كرده است.
اين قضاوت در مورد احاديثِ ابن شهاب، از سوى كسى