177است كه خوشبينى و مدّاحىاش نسبت به ناقلان حديث، فزون از حدّ و بيش از اندازه است و مانند اكثر علماى اهل سنت، در تذكيه و تطهير گذشتگان خود، هيچ حد و مرزى بر خود قائل نيست و لذا مىتوان از گفتار ابنحجر به ارزش حديثهايى كه از ابنشهاب نقل شده پى برد و ميزان صحت و سقم آنها را بهدست آورد.
مهمترين محور حديثهاى زهرى
دقت در احاديث زهرى بيانگر اين واقعيت است كه محور احاديث او، همانگونه كه پيشتر اشاره كرديم، جلب رضايت اموىها و تحكيم و تقويت حكومت آنها و به فراموشى سپردن نقش اهلبيت عليهم السلام در رهبرى امّت و خارج نمودن آنان از صحنۀ مذهب و سياست بوده است و او اين هدف را در دو بُعد مشخص؛ يعنى «فضيلت تراشى براى خلفا» و «طعن و نكوهش و جعل نسبتهاى ناروا به اهل بيت عليهم السلام » تعقيب و اجرا كرده است. زهرى اين نوع احاديث را در لابلاى احاديث ديگر و در لفافۀ حديثهاى مختلف؛ از فقه و تاريخ قرار داده تا هر چه بيشتر مورد پذيرش مخاطبان قرار گيرد و احياناً در شنونده شك و ترديد و احساس تعصب و يكسو نگرى نسبت به ناقل آنها ايجاد نكند و دقيقاً بههمين منظور، آنجا كه مىخواهد در طعن و نكوهش اهلبيت مطلبى نقل و يا جعل كند، آن را از طريق خودِ اهل بيت و از زبان يكى از افراد شناخته شدۀ اين خاندان و بيشتر از زبان امام سجاد عليه السلام نقل مىكند تا مضمون آن هر چه بيشتر تحكيم و تثبيت شود.