164به خود گرفت؛ زيرا پس از شهادت آنحضرت در ميدان جنگ، نه امكان جنگ مجدد با وى بود و نه متهم ساختن او به كفر و الحاد؛ همان روشى كه دربارۀ اميرمؤمنان بهكار گرفتند. 1
لذا در مرحلۀ نخست تصميم گرفتند پيكر آنحضرت را بههمراه ساير شهداى احد، به نقاط مختلف انتقال دهند و اثر قبر وى را كه نماد مظلوميت و دفاع جانانۀ او از اسلام و نيز نمادى از جنايات بنىاميه بود، از ميان ببرند و فكر مىكردند با اين حركت مىتوانند شخصيت اورا بهتدريج به فراموشى بسپارند و لكّۀ ننگ جنايت هولناك و مُثله كردن او را از پيشانى عاملان آن و مدّعيان خلافت و جانشينى امروز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بزدايند و بر همين اصل، طبق دستور معاويه حفر قنات و اجراى آن از ميان قبور شهداى احد طرحريزى و در مدينه اعلان عمومى كردند كه هريك از خانوادۀ شهدا پيكر شهيد خود را به جهت در امان ماندن از جريان آب، به نقطۀ ديگر از شهر مدينه انتقال دهند. روشن است كه مقصد اصلى در اين طرح، انتقال پيكر حضرت حمزه و محو اثر قبر او بود، ولى بهطورىكه در صفحات آينده ملاحظه خواهيد كرد، در اثر كرامت شهدا و سالم بودن اجساد پاكشان، اين سياست خيالى با شكست مواجه گرديد و معاويه در حذف فيزيكى اثر قبر