159گفتى صحيح است ولى در اين ميان از يك نكته غفلت نمودى و آن اينكه او ذاتاً نسبت به اسلام داراى عقيدۀ راسخ و نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله داراى تصديق خالص و غير قابل تزلزل بود و اگر عمرش وفا مىكرد و توجّهات خاص پيامبرخدا را نسبت به علىبن ابىطالب بيشتر از آنچه مىدانست مشاهده مىكرد، بيش از پيش موجب خضوع و تواضع او در مقابل على مىگرديد و طبعاً او خواست خدا و خوشنودى پيامبرش را بر آنچه تو گفتى مقدم مىداشت.
ابوجعفر نقيب اضافه نمود و اما آنچه گفتى كه حمزه عموى على و از نظر سنّ و سال از وى بزرگتر بود، آنهم درست است و پاسخ آن اين است كه همان حمزه و عباس هم عموى پيامبرخدا و هم بزرگتر از وى بودند ولى در عين حال ديدى كه چگونه از فرزند برادرشان پيروى نمودند و رياست او را با جان و دل پذيرفتند و دعوتش را اجابت كردند و باز ديدى كه ابوطالب با اينكه جدّ پيامبرخدا و رييس بنىهاشم و اولين شخصيت در ميان اقوام و عشيرهاش بود و محمد صلى الله عليه و آله در حالىكه دست پرورده و بزرگ شده در دامن او و بهمنزلۀ يكى از فرزندان او بود، چگونه در برابرش خاضع گرديد و نبوّتش را تصديق نمود و بر اوامرش مطيع شد و همانگونه كه افراد عادى شخصيتهاى بزرگ را مدح و ثنا مىگويند، دربارۀ محمد مديحه سرايى نمود:
وأبيض يستسقى الغمام بوجهه
ثمال اليتامى عصمة للأرامل