154و انزجارش هم براى خدا بود.
آرى، معيار اندوه پيامبرخدا بر حمزه، بر ارتباط حمزه با خدا بر مىگردد و حزن پيامبر بر وى به مقياس خسارت فقدان او نسبت به اسلام بود و گرنه همانگونه كه حمزه عموى پيامبر است، ابولهب نيز عموى پيامبر بود ولى هيچ عداوت و دشمنى مانند عداوت و دشمنى ابولهب نسبت به پيامبرخدا و هيچ آزار و اذيّتى مانند اذيت او نسبت به آن حضرت نبود و به همين نسبت انزجار پيامبرخدا از وى، و در مقابل اين دورى و انزجار متقابل، عنايت و علاقۀ پيامبرخدا صلى الله عليه و آله را مىبينيم نسبت به سلمان كه مىفرمود: نگوييد سلمان فارسى، بگوييد سلمان محمّدى! تا آنجا كه دربارۀ او فرمود: «سَلْمٰانُ مِنّا اهْل الْبَيت».
شاعر مىگويد:
كانت مودّة سلمان له رحماً
ولم يكن بين نوح وابنه رحم 1
همانگونه كه عملكرد هند و ابوسفيان با پيكر آن شهيد عزيز و اهانت ابوسفيان بر قبر شريفش در دوران خلافت عثمان و تصميم معاويه بر محو اثر قبر او پس از گذشت بيش از چهل سال از جنگ احد 2 همۀ اينها دليل روشن بر نقش مؤثر آن بزرگوار در اعلاى كلمۀ حق و در هم كوبيدن شرك و الحاد بود.