153
پيامبرخدا چرا اندوهگين بود؟!
پيامبرخدا چرا اندوهگين بود؟!
از آنچه ملاحظه كرديد، معلوم شد كه پيامبرخدا در شهادت عمويش، به شدت متأثر و اندوهگين بود و لذا چون پيكر او را ديد با صداى بلند گريست و فرمود: «لَنْ أَصاب بِمِثلك أَبَداً» و به همراه عمّهاش صفيه و دخترش فاطمه نيز گريست. دوست داشت بانوان هم بر وى گريه كنند و از گريه كنندگان تقدير و آنها را دعا نمود و به هنگام اقامۀ نماز بر پيكر او، گريۀ ممتد و زمزمه و درد دل داشت.
پر واضح است كه اين حزن و اندوه شديد پيامبرخدا، نبود مگر به جهت فداكارى و ثبات قدم حمزه و اين گريه نبود مگر به جهت تلاش و جانفشانى عموى پيامبرخدا در اعلاى كلمۀ توحيد، همانگونه كه فرمود: «كُنْتَ فَعُولاً بِالْخَيراتِ».
در واقع اندوه پيامبرخدا اندوه بر مصيبتى بود كه از فقدان يك مجاهد مخلص و مدافع شجاع بر اسلام وارد شده بود؛ زيرا پيامبرخدا نه در اثر عواطف شخصى و به انگيزۀ علاقه قومى بر كسى محزون مىگرديد و نه كسى را با اين انگيزهها به گريه تشويق مىكرد بلكه علاقه و دوستى او براى خدا و دورى