138ابوسفيان گفت: «وَيحَك اكتمها عَنّي فَإِنَّها كٰانَتْ زلّةً» ؛ «لغزشى بود روى داد، فاش نكن!» 1
3 . پيامبرخدا و پيكر حمزه
بنا به نقل بعضى از مورّخان، پيامبرخدا صلى الله عليه و آله با اينكه مجروح بود و حالى به شدت آزرده داشت، ولى شخصاً در جستجوى پيكر حضرت حمزه برآمد.
ابن اسحاق مىگويد: «وَخَرَجَ رَسولُ اللّٰه فيما بَلَغَني يَلْتَمِسُ حمزة بن عبدالمطّلب فَوَجَدَهُ ببطن الوادي قَدْ يقرّ بطنه». 2
ولى در تفسير قمى آمده است: پس از فروكش كردن شعلۀ جنگ، پيامبرخدا به يارانش فرمود: آيا در ميان شما كسى هست كه از عمويم حمزه خبرى بياورد؟! «حدث بن اميه» عرض كرد: من محلى را كه او افتاده است مىشناسم و خود را به كنار پيكر حمزه عليه السلام رسانيد اما چون او را با وضع فجيع و دلخراش ديد، نتوانست خبر را به پيامبرخدا برساند و چون دير كرد پيامبر صلى الله عليه و آله به امير مؤمنان عليه السلام فرمود: «يٰا عَلِي اطْلُب عَمّك» ؛ «اى على، به سراغ عمويت برو» آن حضرت نيز چون وضع حمزه عليه السلام را ديد، به خود اجازه نداد كه پيامبرخدا را آگاه سازد و لذا خود پيامبر با چند تن از صحابه حركت كرد و چون پيكر پاره پاره و مثله شدۀ عمويش را ديد، گريه كرد و فرمود:
«لَنْ أصٰابَ بِمِثْلِكَ أبداً» ؛ «براى من مصيبتى بالاتر از