139
مصيبت تو نيست.»
و نيز فرمود: «وَ اللّٰه مٰا وَقفتُ مَوقِفاً أغيَظ عَلَىَّ مِن هذا الْمَكٰان»؛ 1 «به خدا سوگند تا كنون چنين مصيبت سختى بر من روى نداده بود.»
در آن حال بود كه فرمود: هم اكنون جبرئيل نازل شد و اين مژده را به من داد: «إِنَّ حَمزةَ مَكْتُوبٌ في السَّمٰاوات السَّبْعِ حَمْزَةَ بْنَ عَبْدالمُطَّلب أَسَد اللّٰه وَ أَسَدُ رَسُولِه»؛ 2 «در آسمانهاى هفتگانه نوشته شده است كه حمزه شير خدا و شير پيامبرخدا است.»
و در روايت ديگر از جابر بن عبداللّٰه انصارى نقل شده است كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله جسد عمويش را ديد گريه كرد و چون ديد او را مثله كردهاند، «شَهِق» ، با صداى بلند گريست. 3
باز روايت شده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله چون بدن مثله شدۀ حمزه عليه السلام را ديد، فرمود: «رَحِمَكَ اللّٰه يٰا عَمّ فَقَد كُنتَ وَصُولاً لِلرَّحِم فَعُولاً بِالْخَيْرات»؛ 4 «اى عمو، خداوند تو را رحمت كند كه در زندگىات نسبت به ارحام خود ايفاى وظيفه كردى و آنچه نيكى بود انجام دادى.»
ظاهراً منظور آن حضرت از اين جمله، اين است كه تو در